ابراهيم عاملي ( موثق )

358

تفسير عاملي ( فارسي )

شده است . مجاهد گفت : هر وقت از ابن عبّاس چيزى ميپرسيدند كه حديثى در آن نرسيده بود ، ميگفت اينها بخشيده شده است و اين آيه را قرائت ميكرد . تنوير المقباس : يعنى نپرسيد از آنچه خدا عفو كرده است و در گذشته است فخر : ارتباط اين بسابق ممكن است اينطور باشد كه چون در آيت پيش گفته شده است : پيغمبر جز ابلاغ احكام وظيفه ى ديگر ندارد « ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ » در دنباله ى آن گفته است : غير آنچه ابلاغ كرده است نپرسيده كه ناراحت ميشويد و ممكن است كه چون در آيت جلو گفته شده است : خدا از نهان و آشكار خبر دارد « يَعْلَمُ ما تُبْدُونَ تا آخر » در اين آيه گفته شده است كه آنچه ظاهر است به حال خود بگذاريد و از نهانىها و اسرار تفتيش نكنيد كه بدتان خواهد آمد . « وَإِنْ تَسْئَلُوا تا آخر » 104 فخر : در معنى اين جمله سه احتمال است : 1 - در جمله ى پيش گفته شده است اگر براى شما اظهار شود ناراحت مى - شويد ، در اين گفته است : اگر بپرسيد ، براى شما آشكار مىشود ، و نتيجه ى هر دو اين است كه اگر بپرسيد چيزى آشكار مىشود كه بر شما ناگوار است . 2 - پرسشها دو جور است : اوّل آنكه جايز نيست نامبردنش ، بجمله ى اوّل ممنوع شده است ، دوم - آنچه در قرآن آمده است و آنكه شنيده است و نفهميده است بايد آن را به پرسد تا بفهمد ، و مقصود از جمله ى دوّم همين است كه در موقع نزول قرآن بپرسيد تا بفهميد ، و براى همين مقصود جمله ى دوم گفته شده است تا بفهماند كه همه ى پرسشها ممنوع نيست . 3 - مقصود آن است كه بىسابقه چيزى نپرسيد كه ناراحت ميشويد ، پس اول كسب تكليف كنيد ، آنگاه بپرسيد تا معلوم شما شود . طبرى : اينطور معنى كرده است : پيش از رسيدن وحى و قرآن چيزى نپرسيد كه ممكن است بر خلاف عقيده ى شما حلالى حرام و حرامى حلال شود و شما را بد آيد ، ولى اگر پس از نزول وحى بپرسيد حقيقت قضيّه براى شما واضح خواهد شد . « قَدْ سَأَلَها قَوْمٌ » 105 مجمع : در معنى اين جمله چند قول است : اوّل ابن عبّاس گفته است از حضرت مسيح مائده و خوراك بهشتى خواستند ، و چون مائده